TRIZ سر واژههای یک عبارت روسی است که برابر فارسی آن به معنی «الگوریتم حل مسئله ابداعی» میباشد. TRIZ یک دستورالعمل نظام یافته برای شناسائی راه حل مسئله غیراستاندارد با استفاده از قابلیتهای همه فنون و روشهای خلاقیت میباشد. TRIZ روششناسی ویژهای جهت حل مسئله ارائه مینماید..

TRIZ یکی از شاخههای تخصصی علم میان رشتهای و چند رشتهای خلاقیتشناسی یا خلاقیتنوآوریشناسی است و از مطالعه الگوهای تکراری بکار رفته در ابداعات و اختراعات گوناگون حاصل شدهاست (نتایج حاصل از اختراعشناسی تحلیلی یا تحلیل پتنت). این دانش توسط دانشمند خلاقیتشناس و اختراعشناس جنریچ آلتشولر (متولد تاشکند ۱۹۲۶–۱۹۹۸) پایهگذاری گردیدهاست. این دانش با نامها و عنوانهای توصیفگر مختلفی مانند «نوآوری نظام یافته»، «خلاقیت اختراعی»، «فناوری خلاقیت و نوآوری»، «روششناسی اختراع»، «الگوریتم اختراع»، «روششناسی حل مسئلههای ابداعی»، «روششناسی حل ابتکاری و ابداعانهٔ مسئله»، «مهندسی خلاقیت و نوآوری»، «روششناسی خلاقیت»، «خلاقیتشناسی اختراع»، «خلاقیتشناسی فناوری» و مواردی از این قبیل نامیده میشود. در زبان انگلیسی مخفف تریز TIPS میشود که سرواژهٔ عبارت Theory of Inventive Problem Solving میباشد ولی در همه کشورها واژهٔ TRIZ عمومیت یافته و مورد استفاده قرار میگیرد.
شالودههای دانش TRIZ از سال ۱۹۴۶ توسط گنریچ آلتشولر بر اساس نتایج حاصل از مطالعه اختراعات مختلف پایهگذاری شد. آلتشولر که به پدر TRIZ لقب دارد در سال ۱۹۲۶ در تاشکند (شوروی سابق) متولد گردید. وی که از همان دوران نوجوانی نسبت به ابداعات و اختراعات کنجکاوی و علاقه خاصی داشت و اولین اختراع خود را در سن ۱۴ سالگی انجام داد در اداره ثبت اختراعات مشغول به کار شد. کار او کمک به مخترعین برای ثبت اختراعاتشان بود. او در حین کار، گاهی به حل مسائل فنی آنان کمک میکرد. در این دوران بود که او دریافت حل مسائل فنی که منجر به اختراع و نوآوری میشود به اصول و روش هائی فراتر از تکنیکهای خلاقیت شناخته شده تا آن هنگام (روشهای کلاسیک) نیاز دارد. آلتشولر در طی مطالعات خود به این نتیجه مهم رسید که یک نظریه اختراع بایستی دارای چند ویژگی اصلی از جمله موارد زیر باشد:

آلتشولر بیش از دویست هزار سند اختراع ثبت شده (پتنت) را مورد بررسی قرار داد تا متوجه شود اختراعات به عنوان مسئلههای ابداعی (یعنی مسئله هائی که شامل حداقل وضعیتی به نام تناقض هستند) چگونه حل شدهاند. از بین این تعداد آلتشولر ۴۰۰۰۰ اختراع مهم و برجسته و به عبارتی راه حلهای خلاق و ابداعی اصلی را مورد مطالعه عمیقتر قرار داد. براساس نتایج حاصل از این نوع مطالعات خلاقیتشناسی تحلیلی (اختراعشناسی تحلیلی – مطالعه تحلیلی پتنت)، آلتشولر به کشفیات بسیار مهمی دست یافت و اصول، مفاهیم و روشهای TRIZ را در واقع به عنوان یک علم نوین و بسیار با ارزش به جهان ارائه نمود. البته این خلاقیت و نوآوری فوقالعاده مهم آلتشولر متأسفانه همانند بسیاری از کشفیات و اختراعات کوچک و بزرگ تاریخ در ابتدا درک نشده و با انواع مخالفتها، مقاومتها و بی مهریهای تأسفبرانگیز (آنچه که در خلاقیتشناسی تحت عنوان اینرسی خلاقیت و نوآوری نامیده میشود) مواجه شد و آلتشولر همانند بسیاری از دانشمندان و مخترعین سختیها و مرارتهای بسیار زیادی را متحمل گردید که مطالعه آن حاکی از اراده والا و تلاش و پشتکار شگفتانگیز آنان است. به دلیل بیتوجهیها، عدم درکها، بیمهریها و مخالفتهای اولیه آن زمان، TRIZ نتوانست به خوبی در روسیه ایفای نقش نماید و سالها بعد بود که جایگاه آن شناخته شد. پس از پایان جنگ سرد و گسترش ارتباطات، کشورهای اروپائی، آمریکا، ژاپن و دیگر کشورها با دانش TRIZ آشنا شده و با پی بردن به اهمیت فوقالعاده زیاد آن، به سرعت نسبت به فراگیری و جذب گسترده آن بهطور جدی اقدام نموده و ضمن یادگیری و بهکارگیری در تلاش برای رشد و توسعه آن برآمدند که همچنان بهطور فزاینده ادامه دارد. چنانکه در حال حاضر دربارهٔ TRIZ به عنوان یک دانش تخصصی و دارای رویکرد میان رشتهای تحقیقات علمی وسیعی به عمل میآید و اصول و مفاهیم آن توسط بسیاری از دانشمندان، پژوهشگران، مدیران، مهندسان و کارشناسان رشتههای مختلف برای حل مسائل و ایجاد نوآوریها به کار گرفته میشود و همواره به سرعت در حال گسترش و تکامل است. این روند به گونهای است که جهت ترویج و توسعه آن مراکز مختلفی در کشورهای گوناگون تشکیل شده و برای آموزش آن در مقاطع مختلف تحصیلی (از پیش دبستانی تا دانشگاه برنامهریزیهای علمی و اجرائی و اقدامات متعددی (مانند پروژه آموزش تریز در مدرسه) Tetrisانجام میگیرد. بزرگترین خلاقیت و نوآوری آلتشولر به عنوان یک دانشمند علوم و مهندسی، یک دانشمند خلاقیتشناس و نیز به عنوان یک مخترع، خلاقیت و نوآوری او دربارهٔ خود موضوع خلاقیت و نوآوری میباشد. آلتشولر به عنوان مخترع فنون اختراع و پایهگذار دانش TRIZ با تلاش و پشتکار بسیار جدی به مدت ۵۲ سال در راستای رشد و توسعه آن یکی از اصلیترین و مؤثرترین بنیانگذاران علم خلاقیتشناسی و از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم محسوب میشود (آلتشولر در سال ۱۹۹۸ درگذشت.)
نقش و اهمیت دانش TRIZ شاهکار علمی آلتشولر به قدری است که از جنبههای مختلف میتواند در ردیف نظریههای علمی بزرگی مانند نظریه کوانتومی و نظریه نسبیت قرار گیرد و آلتشولر را با دانشمندان بزرگی مانند پلانک، اینشتین، شرودینگر، پیاژه، پائولینگ، واتسون و کریک همسنگ نماید.

با استفاده از TRIZ میتوان به نتایج و دستاوردهای متعددی از جمله موارد زیر دست یافت:
هطور کلی مجموعه نتایج حاصل از خلاقیتشناسی تحلیلی اختراعات (اختراعشناسی تحلیلی – مطالعه تحلیلی پتنتها) توسط آلتشولر که تشکیل دهنده دانش TRIZ است شامل مفاهیم مختلفی است که مهمترین آنها بهطور خیلی خلاصه و فهرست وار موارد زیر میباشند:
با مطالعهی این اصول و مثالهای ارائهشده برای آن، میتوانیم به درک بهتر و ملموستری از دانش تریز و اهمیت آن در زندگی خود برسیم.همچنین کارتونهای داستانهای TRIZ از اپارات را میتوانید دنبال کنید.
اصول تریز، ۴۰ راهحل حاصل از مطالعه و تحلیل اسناد اختراعات هستند موسوم به “۴۰ اصل اختراع”.
این ۴۰ اصل، راهحلهایی هستند برای رفع بخشی از انواع وضعیتهای تناقضی در ماتریس تناقضها؛ در نوشتهی قبلی این ماتریس را توضیح دادیم.
با چک کردن اصول زیر در حل هر مسألهای، تا حدودی اطمینان حاصل میشود که تمام نکاتی که ممکن است باعث ایجاد خلاقیت در حل مسأله شوند، مورد بررسی قرار گرفتهاند.
توجه به هر یک از این اصول میتواند جنبههایی از خلاقیت را در حل مسأله بگنجاند:

– جسم را به اجزای جدا از هم تقسیم کنید.
– جسم را به صورت قطعه قطعه درآورید.
– میزان قطعه قطعه بودن جسم را افزایش دهید.
مثال: تقسیمشدن تسمهی نقاله به نوارهای باریک، باعث کارایی بیشتر آن شده است.
– مشخصه یا قطعهی مزاحم جسم را از آن جدا کرده یا حذف کنید.
– تنها مشخصه یا قطعهی لازم را برگزیند.
مثال: استفاده از نوار آموزشی یک سمینار به جای رفتن به خود سمینار برای صرفهجویی در هزینههای آموزش (جدا کردن قسمت مفید که همان مطالب ارائهشده در نوار آموزشی است که تنها مشخصه لازم است.)
مثال: استفاده از مترسک به جای آدم برای فراریدادن پرندگان از مزارع.
– از ساختار همگن یک جسم یا محیط خارجی، به سوی ساختار ناهمگن گذر کنید.
– اجزای مختلف جسم را به انجام کارکردهای مختلف وا دارید.
– هر قسمت از جسم را در شرایطی که عملکرد آن مطلوبتر است قرار دهید.
مثال: مداد پاککن: یک طرف آن برای نوشتن و یک طرف دیگر برای پاک کردن؛ لذا هر طرف آن از کیفیت موضعی مختلفی برخوردار ست.
مثال: چکش دوسر: از یک طرف آن برای کوباندن میخ و از طرف دیگر آن برای کشیدن میخ استفاده میشود.
– فرم تقارن یک جسم را با فرم نامتقارن آن جایگزین کنید.
– در صورتی که جسم موجود نامتقارن است، میزان عدم تقارن آن را افزایش دهید.
مثال: کلیدها معمولا غیرمتقارن و نامشابه هستند.
مثال: پلاک سهشاخهای برق برای رعایت سیم فاز و نول به صورت غیرمتقارن است تا فقط از یک طریق در پریز مربوطه وارد شود.
مثال: عینک هم از نظر افقی غیر متقارن هست و هم از نظر نوع عدسی متناسب با هر چشم و احتمالاْ با کانونهای نوری متفاوت است.
– اجسام مشابه یا اجسامی را که برای انجام عملکردهای پیاپی در نظر گرفته شدهاند، به صورت مکانی با یکدیگر ترکیب کنید.
– عملکردهای مشابه یا پیاپی را به صورت زمانی با یکدیگر ترکیب کنید.
مثال: ترکیب آب گرم و سرد توسط شیرهای ترکیبی.
مثال: استفاده از کاتریج رنگی در پرینتر برای ترکیب رنگها.
– به منظور رفع نیاز به چند جسم، یک جسم میتواند عملکردهای چندگانه ای ارائه دهد.
مثال: چاقوی ارتشی سوییسی (چندکاره)
مثال: آچار فرانسه که با تغیر اندازه میتوان برای باز و بسته کردن پیچهای مختلف از آن استفاده کرد
مثال: استفاده از کارکنان مولتیتسک در راستای افزایش کارایی و بازدهی آنها
– جسمی را داخل جسم دوم و جسم دوم را نیز داخل جسم سوم قرار دهید.
– جسمی را از داخل حفرهای در جسم دیگر بگذرانید.
مثال: آنتنهای تلسکوپی و تو در تو
مثال: متر اندازهگیری فنری
مثال: عروسکهای روسی تو در تو
مثال: میز و صندلیهای در هم رو
مثال: ظروف و وسایل آشپزخانه تو در تو
– وزن جسم را بهوسیلهی اتصال آن با جسم دیگری که دارای نیروی بالابرنده است، جبران کنید.
– وزن جسم را بهوسیله نیروهای آیرودینامیکی یا هیدرودینامیکی جبران کنید.
مثال: کیسه هوا (آبدان) ماهی برای حفظ تعادل آن در آب
مثال: بال عقب ماشینهای مسابقهای برای حفظ تعادل آنها در سرعتهای بالا

– درصورتیکه لازم است عملکردی انجام شود، مقابله پیشاپیش نسبت به آن را مدنظر داشته باشید.
– درصورتیکه لازم است جسمی تحت کشش باشد، کشش متضاد آن را پیشاپیش مدنظر داشته باشید.
مثال: لباس قلعی ضد اشعه X
– کنش موردنیاز را به صورت کلی و جزئی، پیشاپیش انجام دهید.
– به اجسام طوری نظم دهید که بدون اتلاف وقت در زمانی که منتظر کنش هستند، وارد عمل شوند.
مثال: دیوارهای پیشساخته
مثال: مرغ پرکنده و از قبل آمادهشده
– قابلیت اطمینان نسبتا پایین یک جسم را با یک حرکت خنثیکننده، پیشاپیش جبران کنید.
– شرایط کار را طوری تغییر دهید که لازم نباشد جسمی بالا رفته یا پایین بیاید.
مثال: استفاده از قفل کانال برای حرکت کشتی از یک سطح به سطح دیگر
– به جای عملکردی که توسط مشخصات مساله تحمیل شده، عملکرد مخالف آن را به کار بگیرید.
– شئ را به یک قطعهی متحرک تبدیل کنید، یا اینکه قطعات غیرمتحرک را متحرک ساخته و محیط خارج را غیرمتحرک نمایید.
مثال: یک شرکت آمریکایی، نوشابهای با نام تجاری dnL به بازار عرضه کرده که معکوس نام تجاری 7up است و از این ایده بسیار سود برده است!
– قطعههای خطی و سطوح مسطح را با قطعات و سطوح خمیده، و همچنین اشکال مکعبی را با اشکال کروی تعویض کنید.
– از غلتکها، توپها و مارپیچها استفاده کنید.
– مشخصات جسم یا محیط خارج را به گونهای بسازید که برای عملکرد بهینه، عملیات در هر مرحله به طور خودکار تنظیم شود.
– جسم را به عناصری تقسیم کنید که بتوانند به صورت مرتبط با هم، موقعیت خود را تغییر دهند.
مثال: صندلی تا شو
– اگر به دست آوردن 100% یک اثر مطلوب مشکل است، برای سادهسازی مساله، مقداری کمتر یا بیشتر از آن را به دست آورید.

– مسائل مربوط به حرکت خطی جسم را با امکانپذیر ساختن حرکت در دو بعد، برطرف کنید (در راستای یک سطح). به طریق مشابه، مسائل مربوط به حرکت جسم در یک صفحه را با امکانپذیر ساختن حرکت در سه بعد، برطرف نمایید.
– به جای آرایش اجسام در یک لایه، آرایشی چند لایهای را به کار ببرید.
– جسم را کج کرده یا بر روی لبهی خود بچرخانید.
– تصاویر را بر روی سطوح مجاور یا عقب جسم بیاندازید.
– جسم را به ارتعاش درآورید.
– اگر جسم در حال نوسان است، فرکانس آن را تا حد فراصوت افزایش دهید.
– فرکانس تشدید را به کار بگیرید.
– به جای ارتعاشات مکانیکی، از ارتعاشات پیزو استفاده کنید.
– ارتعاشات فراصوت و میدان الکترومغناطیسی را با هم به کار بگیرید.
– به جای عملکرد مستمر، از یک عملکرد دورهای (ضربهای) استفاده کنید.
– درصورتیکه یک عملکرد هماکنون دورهای است، فرکانس آن را عوض کنید.
– از توقفهای بین ضربهها برای تامین کنشهای اضافی بهره بگیرید.
– عملکرد را بدون توقف به انجام برسانید، در این حال باید تمام قطعات جسم به طور مستمر و با ظرافت کامل، در حال کار باشند.
– یک حرکت زائد و واسطهای را حذف کنید.
مثال: استفاده از پرینتری که هم در موقع رفت و هم در موقع برگشت، کاتریج آن عمل پرینت را انجام میدهد.
– عملکرد زیانبار یا خطرناک را با سرعت بسیار بالا به انجام برسانید.
مثال: بهرهگیری از دریل پرسرعت برای تراش دندان بدون احساس درد.
– یک اثر زیانبار یا یک عامل زیانبار محیطی را برای به دست آوردن یک اثر مثبت به کار بگیرید.
– با ترکیب یک عامل زیانبار با یک عامل زیانبار دیگر، آن را از میان بردارید.
– مقدار کنش زیانبار را تا جایی که ضررهای آن برطرف شود، افزایش دهید.
– بازخورد را ارائه کنید.
– درصورتیکه بازخورد هماکنون موجود است، آن را معکوس کنید.
– برای انتقال یا انجام یک عملکرد، از یک جسم واسطه استفاده کنید.
– جسم را به طور موقت به جسم دیگری که حذف کردن آن آسان است، متصل کنید.

– کاری کنید که شئ موردنظر، کارهای خدماتی، کارکردهای کمکی و عملیات مربوط به تعمیرات خود را، خودش انجام دهد.
– از زائدات مواد و انرژی استفاده کنید.
– به جای استفاده از جسمی که ساختار پیچیده دارد، گرانقیمت و حساس است، و کار با آن راحت نیست، از کپی ساده و ارزانقیمت آن استفاده کنید.
– یک جسم یا سیستمی متشکل از چند جسم را با کپی و یا تصاویر اپتیکی آن تعویض کنید. برای کوچک و بزرگ کردن تصویر میتوانید از یک مقیاس استفاده کنید.
– درصورتیکه از کپیهای اپتیکی با نور معمولی استفاده میکنید، آنها را با نوع مادون قرمز یا ماوراء بنفش تعویض کنید.
مثال: استفاده از زیورآلات بدلی به جای اصلی
– یک جسم گرانقیمت را با مجموعهای از اجسام ارزانقیمت تعویض کرده و از برخی مشخصات چشمپوشی کنید، مثل عمر طولانی محصول.
مثال: استفاده از کبریت به جای فندک برای روشن کردن سیگار
مثال: استفاده از وسایل یکبارمصرف (نظیر ظروف – دستمال – تیغ – فندک – پیشبند کودک – مسواک – لباس آزمایشگاه –
کلاه و غیره)
– سیستم مکانیکی را با یک سیستم نوری صوتی یا بویایی تعویض کنید.
– از میدانهای الکترونیکی، مغناطیسی یا الکترومغناطیسی برای اثرگذاری بر جسم استفاده کنید.
– میدانها را تعویض کنید.
– یک میدان را به همراه ذرات فرومغناطیس به کار ببرید.
– قطعات جامد یک جسم را با مایع یا گاز تعویض کنید. این قطعات برای بادشدن میتوانند از هوا یا آب استفاده کنند؛ همچنین میتوانید بالشهای هوا یا هیدرواستاتیک را به کار بگیرید.
– ساختار معمول را با غشای انعطافپذیر و پردههای نازک تعویض کنید.
– یک جسم را به وسیلهی پردههای نازک غشای ظریف از محیط خارج آن جدا کنید.
– جسم را متخلخل نموده یا از اجزای متخلخل اضافی استفاده کنید (به صورت محتویات داخلی، روکش و غیره)
– درصورتیکه جسم هماکنون متخلخل است، حفرهها را پیشاپیش با مادهای پر کنید.
– رنگ جسم یا محیط اطراف آن را تغییر دهید.
– شفافیت جسم یا محیط اطراف آن را تغییر دهید.
– به منظور مشاهدهی بهتر اجسام یا اشیائی که دیدن آنها مشکل است، از مواد افزودنی رنگی استفاده کنید.
– درصورتیکه هماکنون از چنین مواد افزودنی استفاده میشود، از علائم درخشان یا اجزای ردیاب استفاده کنید.
مثال: شیشه الکتروکرومیک (تغییر رنگ بر اساس تابش نور)

– کاری کنید که اجسام با جسمی همجنس خود، یا دارای جنسی با رفتار مشابه جنس خود، تعامل داشته باشند.
– پس از تکمیل یک عملکرد و یا بیاستفادهشدن یک جزء از جسم، آن را دور انداخته یا تغییر دهید. (مثلا آن را تخریب یا حل یا بخار نمایید)
– هر قطعهی استفادهشده از جسم را سریعاً بازسازی کنید.
مثال: پوکه گلوله مسلسل یا تفنگ پس از شلیک بلامصرف شده و بیرون انداخته میشود.
– حالت کلی یک جسم، چگالی، میزان انعطافپذیری و یا دمای جسم را عوض کنید.
مثال: صابون مایع
– اثری را که زمان تغییر فاز یک ماده اتفاق میافتد، به کار بگیرید.
– از انبساط (انقباض) یک ماده به کمک حرارت (سرما) استفاده کنید.
– از مواد متفاوت با ضرایب انبساط حرارتی متفاوت بهره بگیرید.
مثال: سوئیچهای حرارتی
– هوای معمولی را با هوای غنیشده جایگزین کنید.
– هوای غنیشده را با اکسیژن جایگزین کنید.
– در داخل اکسیژن یا هوا، ماده را در معرض اشعهی یونیزهکننده قرار دهید.
– از اکسیژن یونیزهشده استفاده کنید.
مثال: کپسول غواصی
– محیط معمولی را با محیط بیاثر تعویض نمایید.
– فرایند را در خلأ به انجام برسانید.
– مادهی همگن را با یک مادهی مرکب جایگزین کنید.
در شرایط مختلف حل یک مسأله، بکارگیری یک یا چند مورد از اصول مطرحشده در بالا به ما کمک میکنند تا بهتر بتوانیم به جنبههای مختلف آن مسأله بنگریم و خلاقیت بیشتری را برای حل آن مسأله چاشنی کارمان کنیم.
0 کامنت